جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
744
تحفة الملوك ( فارسى )
آنها است . « 1 » و در وقت رم كردن و نفرت نمودن ، آن را نزند ، بلكه تفحص نمايد كه سبب آنچه بوده است . و آن را دشنام و فحش نگويد . « 2 » و در وقت رسيدن به منزل آب و علف و ساير امور و حوايج آن را متوجه شود و مهيا كند . و در وقت رسيدن به آب مانع آب خوردن آن نشود « 3 » ، مگر اينكه از باب بيطارى ، در آب خوردن آن ضرر بداند . و در وقت دهنه و لجام نمودن بسم اللّه را بگويد تا آنكه شيطانى كه در سوراخ دماغ آن است مندفع گردد . « 4 » و بر حيوانى كه در گردن آن يا با آن زنگى است كه صدا مىكند سوار نشود ؛ چونكه در صحيحهء على بن جعفر كه از برادر خود جناب امام موسى عليه السّلام سؤال نمود كه « ايصلح ان يركب الدابة عليها الجلجل » فرمودند كه « ان كان له صوت فلا و ان كان اصم فلا بأس » « 5 » . و جلجل به دو ضمه ، جرس و زنگ را گويند . و همچنين بر زين و با لجامى كه نقره دارد ، نه اينكه نقره مال و نقرهكوب است ، سوار نشود ؛ چونكه ايضا بعد از سؤال نمودن از هردو فرمودند كه « ان كان ممّوها لا يقدر على نزعه فلا باس و الا فلا يركب به » « 6 » . و ظاهر هردو حديث كه هردو صحيح السند مىباشند - چنانكه ظاهر و هويدا است - حرمت است و اقوا در نزد حقير ثبوت اين حكم است در طلا و در ساير اسباب حيوان و آلات سوارى ايضا ، هرچند كه خارج از نص مىباشند ؛ به جهت اولويت و اتحاد . و هرگاه كه در راه مقصد خود شك نمايد و متحير گردد بايستد تا آن كه از براى او بصيرتى حاصل شود يا آنكه راه دست راست را بگيرد كه در آن ملكى مىباشد كه اسم آن هادى است و آن را هدايت به راه مقصد او مىنمايد . « 7 » و بدون ضرورت داخل بلدى كه امور سياست و حكومت و سلطنت آن مضبوط نيست نشود . و همچنين در بلادى كه در آنها طاعون يا و با يا امراض مسريهء ديگر
--> ( 1 ) . همان ، ص 539 ، ح 10 و من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 188 ، رقم 849 . ( 2 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 188 ، رقم 845 و 847 . ( 3 ) . همان ، ص 187 ، رقم 841 و ص 194 و 195 ، رقم 884 . ( 4 ) . اصول كافى ، ج 6 ، ص 539 ، ح 13 . ( 5 ) . مسائل على بن جعفر ، ص 138 ، رقم 149 . ( 6 ) . اصول كافى ، ج 6 ، ص 541 ، ح 3 و التهذيب ، ج 6 ، ص 166 ، ح 313 . ( 7 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 197 ، ح 896 ؛ در من لا يحضره الفقيه اسم ملك بر « صالح » آمده و اسم ملك به جز حمزه مىباشد ؛ همچنين است : در الأمان من الاخطار الأسفار ، ص 123 و در مصباح كفعمى ، ص 247 .